یادداشت های یک روزنامه نگار

سيروس تيموري

 

 95614414516650533777.jpg

در ميان تكيه هاي تهران قديم كه تاريخ را ورق ميزنيم به تكيه دولت در چهارراه سيروس مي رسيم ، تكيه اي كه در تقاطع خيابان سيروس و مصطفي خميني قرار دارد و سابقه تاريخي تاسيس آن به دوره قاجار بر مي‌گردد ، تكيه اي كه در ابتدا براي عزاداري درباريان و حكومتيان به وجود آمد و به مرور آن تكيه و خيابان سيروس و حدوده بازار به يكي از بزرگترين محل هاي عزاداري تبديل شد . با روي كار آمدن رضاخان ، اين تكيه به محل عزاداري قزاق ها تبديل شد و همه ساله با آغاز محرم ، قزاق ها و در راس آن رضاخان براي عوام فريبي به سر و روي خود گل مي ماليدند و عزاداري مي كردند اما گذر تاريخ اين تكيه را به تكيه مردمي تبديل كرد . اين محل هر سال با شروع محرم يكي از بزرگترين پايگاه هاست و تقريبا تمام دسته ها و هيات عزاداري معروف بازار كه در روزهاي تاسوعا و عاشورا راه مي‌افتند ، در چهار راه با يكديگر مواجه مي شوند . يكي از معروفترين علامت ها كه هر سال به سمت چهار راه سيروس  و تكيه دولت مي آورند ، طوق مرحوم طيب حاج رضايي است . طوقي كه تنها از يك تيغه بلند تشكيل شده و حمل آن بسيار مشكل است . زماني خود طيب اين علامت را در صدر هيات راسته بازار حمل مي كرد و حالا هم بازماندگانش هر ساله طوقش را به ياد او به چهارراه سيروس مي آورند . همه نوچه هاي طيب آنهايي كه هنوز مانده اند و چه آنهايي كه مرده اند هنوز روز يازدهم آبان ماه 1342 ساعت چهار صبح و صداي شليك گلوله ها را از جوخه آتش به ياد دارند ، زماني كه طيب حاج‌رضايي لوطي تهران قديم به زانو در آورد و اما اعتقاد او به اسلام و همچنان از او زندگي گذشته اش در وجه تاريك و روشن ساخته بود باقي ماند . طيب از زير پوست شهر آمده بود ، از پايين شهر. نيم قرن زندگي كرد و دست آخر بيعتش با امام خميني (ره ) از او (حر) زمان ساخت . بعد از كودتاي 28 مرداد او كم كم به قدرت و سياست نزديك شد اما هميشه اعتقادات مذهبي او زبانزد بود . بچه پايين شهري كه به سرعت از بار فروشان معتبر ميدان شد و هميشه در كنار اقشار محروم جامعه بود و تكيه او در شب تاسوعا و عاشورا پر مي شد از دسته هاي عزاداران با انبوهي از علم و كتل و پرچم هاي سبز و سرخ و سياه و علامتهاي چند تيغه ، فضاي حزن آلودي را خلق مي‌كرد كه همراه با مارش عزاي دسته نظامي ، فاجعه كربلا را به تصوير مي‌كشيد . طيب با پاي برهنه روي آسفالت داغ با پيراهن مشكي و لب تشنه در انتهاي دسته حركت مي كرد و جلو دار دسته برادر بزرگ او طاهر خان بود . طيب نذر داشت كه در تاسوعا آب نخورد و سر انجام محرم 42 و در روز شانزدهم خرداد دستگير و به زندان افتاد و از اعتقادش دست نكشيد .وقتي جسد او را به غسالخانه گورستان مسگر آباد آوردند هيچ كس باور نمي كرد  جمعيتي كه براي تشيع جنازه او آمدند در ذهن خود خاطرات چاقو كشي ، زندان رفتن و در نهايت تغيير ميسر او سمت دين را مرور مي كردند . بعضي از مغازه ها و خانه ها در محله او واقع در ميدان خراسان سابق بر سر در منازل و خانه‌هايشان پرچم سياه نصب كردند . هنوز هم تكيه طيب در خيابان غياثي برپاست و در روز عاشورا و سيزدهم محرم طوق طيب به تكيه دولت و چهارراه سيروس برده مي شود .طيب  در سال 1280 شمسي در تهران متولد شد . شش كلاس بيشتر درس نخواند و رفيق ناباب و بساط گناه او را در گير ظاهر دنيا كرد و تشنه قدرت . اما بالاخره فوت و فن كار و كاسبي در ميدان ميوه فروشان را ياد گرفت و بعد از يك سر گردن از همه بالاتر شد. در ميدان امين السلطان اسم طيب كه شنيده مي شد كار همه راه مي افتاد .

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 13:58  توسط سیروس تیموری  |